تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
415
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
رسيد ، گويند : پس از كشته شدن خسرو پسر مهرگشنسپ بزرگان ايران در جستجوى كسى برآمدند كه از خاندان شاهى باشد تا او را به تخت بنشانند . پس بر آن شدند كه كسى را از اين خاندان ، گرچه زنى باشد ، پيدا كنند . پس مردى را بياوردند كه در ميشان مىنشست و نامش پيروز پسر مهران گشنسپ بود و او را گشنسپده ( ؟ ) نيز گفتندى . مادر او ، چهاربخت ، دختر يزدانداذ پسر خسرو انوشروان بود « 1 » و او را بر خلاف خواست خودش به شاهى برداشتند . سر او بزرگ بود و چون تاج بر سر نهاد گفت : « چه تنگ است اين تاج ! » چون او سخن خود را با تنگى آغاز كرد بزرگان آن را به فال نيك نگرفتند و پس از چند روزى او را بكشتند . بعضى گويند او را در همان دم كه آن سخن گفت بكشتند . گويندهء اين سخن چنين گفته است : پس از آن مردى از
--> ( 1 ) - ( رجوع شود به زيرنويس ، شمارهء 1 صفحهء 411 ) . بنا به گفتهء مسعودى ( ج 2 صفحهء 234 ) او از نسل شاپور پسر يزدگرد اول بوده است ( رجوع شود به زيرنويس شمارهء 2 صفحهء 123 ) . اين روايت ، روايت متن را طرد نمىكند . اين چنين خويشاوندى دور با شاخهء سلطنتى كمتر مورد توجه قرار مىگرفت تا بودن از نسل شاهزاده خانمى كه نوهء محبوبترين پادشاه ساسانى ( انوشروان ) بوده است . شايد گزارشهاى طبرى ( چاپ كوزهگارتن ج 2 ص 124 و مقايسه شود با ص 178 به بعد ) دربارهء يكى از اعقاب « كسرى سابور » راجع به همين شخص باشد . اما اين گزارشها او را با شهربراز اشتباه مىكنند . نمىتوان گفت كه چهاربخت اصل نام فارسى باشد ولى به هر حال محتمل است . يكى از پسران خسرو نيز به همين نام بوده است و نسخهء خطى سپرنگر آن را با صاد ضبط كرده و حمزهء اصفهانى آن را با جيم نوشته است . اين كلمه در جاهاى ديگر نيز به عنوان نام مرد با سين نوشته شده است . ( زليگمان نسخهء خطى وين XLIX و ص 119 ) كه البته بايستى به جاى سين شين بوده باشد زيرا معمولا در عربى شين و جيم جانشين « قبل ما » فارسى مىشوند و صاد به عنوان بدل از « قبل ما » كمتر ديده شده است ، اما در زبان آرامى صاد به طور منظّم و مطرد جانشين حرف « قبل ما » فارسى است . اين نام در برابر سه بخت ( سه تن نجات دادهاند ) به معنى ( چهار تن نجات دادهاند ) مىباشد ( دربارهء نامهائى كه با بخت تركيب يافتهاند . رجوع شود به تعليقات من بر كارنامك ص 49 ) . نام يزدانداذ در جاهاى ديگر نيز ديده شده است ( ماكان ، مقدمه بر شاهنامه ص 20 ) . ظاهرا ميخائيل سريانى نيز نام اين پادشاه را پيروز ذكر كرده است ( ژورنال آزياتيك 1849 ج 1 ص 320 ) . اما مترجم ارمنى در اينجا نيز نام را دستخوش تحريف و اشتباه كرده است .